https://e-tarjome.com/storage/panel/fileuploads/2024-09-18/1726644993_e-tarjome-e17832.pdf

رفتار مصرف‌کننده و توسعه بازاریابی پایدار در محیط‌های آنلاین و آفلاین

پویایی‌های در حال تغییر رفتار مصرف‌کننده در بازار دیجیتال امروزی، فرصت‌ها و چالش‌هایی را برای توسعه بازاریابی پایدار ارائه می‌دهد. آگاهی فزاینده‌ای وجود دارد که انتخاب‌های مصرف‌کننده تأثیر قابل توجهی بر سلامت سیاره دارد، زیرا جامعه با مسائل زیست‌محیطی فوری مانند جنگل‌زدایی، تغییرات اقلیمی و آلودگی پلاستیک دست و پنجه نرم می‌کند . به طور خاص، نحوه خرید، استفاده یا کنار گذاشتن ایده‌ها، محصولات، خدمات یا تجربیات توسط افراد، گروه‌ها یا سازمان‌ها برای برآوردن نیازها و خواسته‌هایشان، رفتار مصرف‌کننده نامیده می‌شود .مصرف‌کنندگان قبل از تصمیم‌گیری در مورد اینکه چه چیزی بخرند، تعدادی از فرآیندهای عاطفی، اجتماعی و روانی را طی می‌کنند . ایجاد، برقراری ارتباط و ارائه ارزش به مشتریان به روشی که تأثیرات بلندمدت این شیوه‌ها بر اقتصاد، محیط زیست و رفاه اجتماعی را تصدیق و به آنها می‌پردازد، همگی بخشی از چیزی هستند که به عنوان شیوه‌های بازاریابی پایدار شناخته می‌شوند . پارک و همکاران اظهار داشتند که بازاریابی پایدار عناصر بازاریابی سبز، اجتماعی و زیست‌محیطی را با هم ادغام می‌کند. علاوه بر این، این یک استراتژی است که با ایجاد کالاها و خدماتی که هم از نظر اجتماعی مسئولیت‌پذیر و هم سازگار با محیط زیست هستند، به نفع محیط زیست و مشاغل است، زیرا دارای ویژگی‌های سازگار با محیط زیست هستند . این ویژگی‌ها به تقویت وفاداری به برند و تضمین شیوه‌های بهینه کمک می‌کنند.

این سرمقاله به بررسی ارتباط حیاتی بین رفتار مصرف‌کننده و شیوه‌های بازاریابی پایدار می‌پردازد و اهمیت داشتن درک قوی از نحوه ظهور این شیوه‌ها در زمینه‌های آنلاین و آفلاین را برجسته می‌کند. همه‌گیری کووید-19 افزایش خرید آنلاین را تسریع کرد که انتظارات و رفتارهای مصرف‌کننده را تغییر داده است این تحول خرید در عرصه دیجیتال فرصتی بی‌نظیر برای شرکت‌ها فراهم می‌کند تا استراتژی‌های بازاریابی پایدار مانند استفاده از بسته‌بندی‌های سازگار با محیط زیست و روش‌های حمل و نقل بدون کربن و تبلیغ کالاهای دیجیتال را توسعه دهند . با این وجود، موانع جدیدی از جمله افزایش ضایعات بسته‌بندی و تأثیر زیست‌محیطی مرتبط با حمل و نقل کالاها را نیز معرفی می‌کند. در این راستا، ایجاد استراتژی‌های بازاریابی پایدار مؤثر که تأثیر زیست‌محیطی یک شرکت را کاهش می‌دهد، مستلزم درک ترجیحات و رفتارهای مصرف‌کننده در حوزه دیجیتال است از سوی دیگر، محیط خرده‌فروشی آفلاین هنوز برای تشویق رفتارهای مصرف‌کننده سازگار با محیط زیست بسیار مهم است. فروشگاه‌های آفلاین تجربیات بلادرنگ را در اختیار مشتریان قرار می‌دهند که می‌تواند بر تصمیمات آنها تأثیر بگذارد، مانند فرصت تعامل با محصولات سازگار با محیط زیست یا شرکت در طرح‌های بازیافت . علاوه بر این، خرده‌فروشان می‌توانند از این تعاملات برای انتقال دانش به مصرف‌کنندگان در مورد پایداری استفاده کنند و از این طریق الگوهای مصرف مسئولانه را تشویق کنند . علاوه بر این، رفتار مستقیم مصرف‌کننده در یک محیط آفلاین، اطلاعات ارزشمندی را ارائه می‌دهد که می‌تواند استراتژی‌های بازاریابی پایدار را در هر دو زمینه آفلاین و آنلاین هدایت کند .

جو تأکید کرد که یک رویکرد جامع که ظرافت‌های رفتار مصرف‌کننده را در هر دو حوزه دیجیتال و فیزیکی در نظر بگیرد، برای توسعه شیوه‌های بازاریابی پایدار ضروری است. این امر نه تنها مستلزم ترویج کالاها و خدمات پایدار است، بلکه توسعه اکوسیستمی را نیز در بر می‌گیرد که از تصمیم‌گیری‌های پایدار پشتیبانی کرده و آنها را آسان‌تر می‌کند. این امر مستلزم استفاده از پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی برای گسترش آگاهی از مسائل پایداری، متناسب‌سازی پیام‌های بازاریابی برای مصرف‌کنندگان آگاه به محیط زیست و استفاده از تجزیه و تحلیل داده‌ها برای درک ترجیحات مصرف‌کننده است. علاوه بر این، شرکت‌ها باید اهمیت اصالت و گشودگی برای جلب اعتماد مشتریان را درک کنند. آگاهی مشتریان در حال افزایش است و آنها به استراتژی‌های سبزشویی کمتر اعتماد می‌کنند . آنها خواستار تعهد واقعی به پایداری هستند که با اعمال ملموس و نتایج قابل سنجش نشان داده شود . در نتیجه، کسب‌وکارها باید مطمئن شوند که پیام‌های بازاریابی آنها تعهد آنها به پایداری زیست‌محیطی را برجسته می‌کند و با رویه‌های عملیاتی آنها سازگار است. با توجه به رابطه پیچیده بین رفتار مصرف‌کننده و شیوه‌های بازاریابی پایدار، یک بررسی کامل برای ارزیابی تجربی این رابطه ضروری است. این امر اهمیت درک دقیق از چگونگی ظهور این شیوه‌ها در زمینه‌های آنلاین و آفلاین را برجسته می‌کند. این شماره ویژه با بررسی دیدگاه‌ها و رویکردهای مختلف، همگرایی بین رفتار مصرف‌کننده و توسعه بازاریابی پایدار را در زمینه‌های آنلاین و آفلاین برجسته می‌کند. اولین مطالعه در این شماره ویژه، که توسط ویلکایت ویتون (بخش ۱) انجام شده است، از نظریه نگرش-رفتار-زمینه برای بررسی تأثیر بالقوه ویژگی‌های اینفلوئنسرهای رسانه‌های اجتماعی، مانند همسویی، اعتبار، تخصص، هموفیلی و قابل اعتماد بودن در مورد ارزش‌های سازگار با محیط زیست، بر تأثیرگذاری بر رفتار مصرف‌کنندگان آگاه به محیط زیست به نفع مصرف پایدار استفاده می‌کند. این مطالعه با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری برای تجزیه و تحلیل کامل داده‌های ۴۲۷ مصرف‌کننده، نقش‌های حیاتی اعتبار و اهمیت درک شده اینفلوئنسرها را در کمک به مصرف‌کنندگان برای تصمیم‌گیری‌های سازگار با محیط زیست روشن می‌کند. این مطالعه پتانسیل دگرگون‌کننده اینفلوئنسرها را در تلاش گسترده‌تر برای پایداری زیست‌محیطی و توسعه بازار پایدار در حوزه‌های آفلاین و آنلاین برجسته می‌کند. همچنین با پیوند دادن بازاریابی تأثیرگذار به اقدامات ملموس انجام شده برای تشویق پایداری، گفتمان مربوط به بازاریابی سبز و تعامل مصرف‌کننده را غنی‌تر می‌کند. علاوه بر این، این مطالعه سودمندی استفاده از پلتفرم‌های دیجیتال را در تقویت چشم‌انداز مصرف پایدارتر نشان می‌دهد. در این شماره ویژه، تیکسیرا و همکاران (مقاله 2) اهمیت نظریه رفتار برنامه‌ریزی‌شده (TPB) را برای درک چگونگی تعامل مصرف‌کنندگان با لوازم آرایشی سبز بررسی کردند. این مطالعه به بررسی زمینه دیجیتال می‌پردازد تا مشخص کند که چگونه محتوای برند، بازاریابی تأثیرگذار و تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی (e-WOM) به طور قابل توجهی بر قصد مصرف‌کنندگان برای خرید لوازم آرایشی سازگار با محیط زیست تأثیر می‌گذارند. این مطالعه با پرسش از 151 شرکت‌کننده از طریق یک نظرسنجی آنلاین با طراحی دقیق، نقش‌های حیاتی محتوای برند و تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی را در تأثیرگذاری بر ترجیحات مصرف‌کننده برجسته می‌کند. همچنین نقش نسبتاً کوچکی را که بازاریابی تأثیرگذار در این زمینه ایفا می‌کند، برجسته می‌کند. این تحقیق مهم به گفتگو در مورد مصرف پایدار در صنعت لوازم آرایشی کمک می‌کند و اطلاعات مفیدی را برای برندهایی که سعی در مدیریت پیچیدگی‌های استراتژی‌های بازاریابی آنلاین دارند، فراهم می‌کند. این مطالعه همچنین روابط پیچیده بین نگرش‌های مصرف‌کننده، تأثیر اقناعی استراتژی‌های آنلاین و تغییر الگوهای پایداری را برجسته می‌کند.

فو و همکاران (مشارکت 3) مطالعه‌ای را انجام دادند که روابط پیچیده بین پیام‌های بازاریابی مرتبط با هدف (CRM) که به صورت بصری ارائه می‌شوند و تعامل مشتری را که توسط اثر تعدیل‌کننده خودپنداره پشتیبانی می‌شوند، تجزیه و تحلیل می‌کرد. این مطالعه، از طریق مجموعه‌ای از آزمایش‌های با دقت برنامه‌ریزی شده، نشان می‌دهد که در تضاد شدید با پیام‌های متمرکز بر محصول، پیام‌های CRM متمرکز بر هدف به طور قابل توجهی نگرش‌های مصرف‌کننده به برند را بهبود می‌بخشند و قصد خرید آنها را افزایش می‌دهند. این امر عمدتاً به این دلیل است که آنها درک انگیزه‌های خودخواهانه را در بین مصرف‌کنندگان کاهش می‌دهند. جالب توجه است که لنز خودپنداره، ظرافت بیشتری به این رابطه می‌افزاید و نشان می‌دهد افرادی که خودپنداره مستقل دارند، از این نظر که هر دو به یک موضوع پاسخ می‌دهند، با افرادی که خودپنداره وابسته دارند، تفاوتی ندارند.

با ترکیب بینش‌هایی از نظریه انتساب، این مطالعه نه تنها افق‌های نظری CRM را گسترش می‌دهد، بلکه به بازاریابان توصیه‌های عملی در مورد چگونگی ایجاد کمپین‌های CRM به یاد ماندنی‌تر و موفق‌تر ارائه می‌دهد. این مطالعه با تأکید بر عملکرد حیاتی سبک بصری و رابطه پیچیده آن با خود-تفسیری، به طور قابل توجهی به درک ما از چگونگی استفاده از CRM برای ایجاد روابط قوی‌تر با مشتری و پیشبرد موفقیت در بازاریابی بلندمدت کمک می‌کند. در مطالعه چهارم، صلاح و همکاران (بخش ۴) بررسی دقیقی از پویایی‌های کنترل‌کننده تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی (eWOM) در صنعت هتلداری عربستان سعودی انجام می‌دهند. این مطالعه نقش‌های حیاتی رضایت مشتری (CS)، تجربه عاطفی مثبت (PEE) و کیفیت درک شده (PQ) را در تقویت تبلیغات دهان به دهان مثبت (eWOM) و چگونگی تأثیر eWOM بر قصد بازگشت بازدیدکنندگان بررسی می‌کند. محققان از طریق یک نظرسنجی آنلاین که از افرادی که اخیراً در هتل‌های پنج ستاره ریاض که به محیط زیست اهمیت می‌دهند، اقامت داشته‌اند و با این مراکز در TripAdvisor تعامل داشته‌اند، انجام شده است، کشف می‌کنند که PQ مهمترین پیش‌بینی‌کننده برای ایجاد eWOM مثبت است که به نوبه خود احتمال بازدید مجدد را تا حد زیادی افزایش می‌دهد. این مطالعه همچنین نقش CS را به عنوان واسطه در رابطه بین PQ، PEE و eWOM و همچنین نقشی را که eWOM به عنوان واسطه در روابط بین PQ، PEE، CS و قصد بازدید مجدد ایفا می‌کند، برجسته می‌کند. دقت تجربی این مطالعه، نقشی را که تلاقی حیاتی بین شیوه‌های پایدار، تجربیات مهمان و حمایت دیجیتال در تعیین مسیر آینده صنعت مهمان‌نوازی ایفا می‌کند، برجسته می‌کند. همچنین بینش‌های مفیدی در مورد گفتمان دانشگاهی در مورد eWOM در چارچوب مهمان‌نوازی سازگار با محیط زیست ارائه می‌دهد و استراتژی‌های عملی را برای اپراتورهای هتل و بازاریابانی که به دنبال استفاده از eWOM مثبت برای تقویت قصد بازدید مجدد هستند، ارائه می‌دهد. در مطالعه پنجم، با توجه به فشار اتحادیه اروپا برای تحرک پایدار، ریورسو و همکارانش (بخش 5) نگرش مصرف‌کنندگان نسبت به خرید وسایل نقلیه الکتریکی (EV)، به ویژه وسایل نقلیه الکتریکی باتری‌دار (BEV)، را بررسی کردند. محققان از نظریه رفتار برنامه‌ریزی‌شده (TPB) برای تجزیه و تحلیل عواملی که بر قصد خرید BEV تأثیر می‌گذارند، استفاده کردند. این عوامل شامل کنترل رفتاری ادراک‌شده، هنجارهای ذهنی و نگرش‌ها است. علاوه بر این، مدل گسترش یافت تا عنصر منحصر به فرد عدم قطعیت فردی را نیز در بر بگیرد. این مطالعه با انجام یک نظرسنجی آنلاین از 335 شرکت‌کننده نشان داد که قصد خرید BEV به طور قابل توجهی تحت تأثیر نگرش‌های مصرف‌کننده، تأثیرات اجتماعی و حس کنترل قرار دارد. شایان ذکر است که این هدف به طور غیرمستقیم توسط عدم قطعیت تضعیف می‌شود، زیرا بر درک کنترل رفتاری تأثیر می‌گذارد. این نشان می‌دهد که نگرانی‌های مصرف‌کنندگان در مورد فناوری EV و محدودیت‌های زیرساختی می‌تواند مانع از پذیرش BEV شود. این تلاش آکادمیک علاوه بر افزودن به دانش موجود در مورد موضوع پذیرش پایدار خودرو با ادغام عدم قطعیت با TPB، به سیاست‌گذاران و بازاریابان توصیه‌های عملی در مورد چگونگی رمزگشایی فناوری خودروهای برقی و تشویق به خرید خودروهای برقی و در نتیجه ترویج تحرک پایدار ارائه می‌دهد.

فاطمه و خان ​​(مشارکت 6) در ششمین مطالعه این شماره ویژه، چشم‌انداز در حال تغییر مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) را در صنعت بانکداری خرده‌فروشی هند بررسی می‌کنند. آنها توجه ویژه‌ای به چگونگی تأثیر ابتکارات CSR بر اعتماد مصرف‌کننده، قصد خرید و ارتباطات دهان به دهان (WOM) دارند. این مطالعه با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی برای تجزیه و تحلیل 357 پرسشنامه، تأثیر قدرتمند CSR بر ایجاد اعتماد مصرف‌کننده و به نوبه خود افزایش WOM و قصد خرید را برجسته می‌کند. این تحقیق نقش حیاتی CSR را در رفتار مصرف‌کننده برجسته می‌کند و بینش‌های مهمی در مورد چگونگی شکل‌گیری نظرات و تصمیمات مصرف‌کنندگان در مورد مشاغل بر اساس اقدامات CSR آنها ارائه می‌دهد. همچنین بر اهمیت استراتژیک مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) در بازاریابی تأکید می‌کند و استدلال می‌کند که بانک‌ها می‌توانند از اجرای یک استراتژی مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) که به خوبی طراحی شده باشد، سود زیادی ببرند، زیرا روابط و وفاداری مشتری را بهبود می‌بخشد. این مطالعه سهم قابل توجهی در درک ما از تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکتی بر رفتار مصرف‌کننده و پیامدهای عملی آن برای مدیران بانکی که می‌خواهند استراتژی‌های مؤثرتری با محوریت مصرف‌کننده ایجاد کنند، دارد. همچنین یک مدل یکپارچه برای ارزیابی اثربخشی ابتکارات مسئولیت اجتماعی شرکتی در رابطه با پاسخ‌های مصرف‌کننده پیشنهاد می‌دهد.

هفتمین مطالعه که توسط جو (مشارکت 7) انجام شده است، بررسی کاملی از متغیرهای مؤثر بر وفاداری و قصد توصیه در زمینه پلتفرم‌های تجارت آنلاین به آفلاین (O4O) است. این چارچوب تحقیقاتی جدید با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی، داده‌های مشتریان O4O را برای بررسی روابط پیشنهادی تجزیه و تحلیل می‌کند. مزایای نسبی به شدت تحت تأثیر دسترسی به کانال، کیفیت چند کاناله ادراک شده و سفارشی‌سازی قرار می‌گیرند. با این حال، جای تعجب است که مزایای نسبی هیچ تأثیر مستقیمی بر قصد توصیه یا وفاداری ندارند. انصاف در قیمت‌گذاری یک عامل حیاتی در تعیین وفاداری و قصد توصیه است و اعتبار یک شرکت وفاداری را تا حد زیادی افزایش می‌دهد و اهمیت آن را در ایجاد اعتماد مشتری برجسته می‌کند. این مطالعه با تمایز قائل شدن بین مدل‌های O4O و مدل‌های سنتی O2O با ترکیب متغیرهای زمینه‌ای، بینش‌های مهمی را برای کسب‌وکارهای چند کاناله که عمدتاً در فروشگاه‌های فیزیکی فعالیت می‌کنند، ارائه می‌دهد. این مطالعه با برجسته کردن پویایی‌های متمایز تجارت O4O و ارائه نقشه راهی برای بهبود تعامل و وفاداری مشتری در محیط تجارت دیجیتال که به سرعت در حال تغییر است، سهم علمی قابل توجهی دارد و پیامدهای عملی مفیدی ارائه می‌دهد.

آئو و همکاران (مشارکت 8) هشتمین مطالعه را انجام دادند، یک متاآنالیز از 176 اندازه اثر از 62 مطالعه جداگانه با 22554 شرکت‌کننده، که به طور کامل تأثیرات ویژگی‌های اینفلوئنسرهای رسانه‌های اجتماعی بر تعامل مشتری و قصد خرید را بررسی کرد. هشت ویژگی مهم اینفلوئنسرهای رسانه‌های اجتماعی از طریق تجزیه و تحلیل یافت شد: همرنگی، دانش، قابلیت اطمینان، اعتبار، تناسب محصول، ارزش سرگرمی، ارزش آموزنده، جذابیت و قابل اعتماد بودن. این ویژگی‌ها همبستگی متوسط ​​تا قوی با تعامل مشتری و قصد خرید نشان می‌دهند. این مطالعه نشان داد که اعتبار بیشترین تأثیر را بر قصد خرید دارد، اما ارزش سرگرمی اینفلوئنسر قوی‌ترین همبستگی را با تعامل مشتری دارد. این مطالعه با ارائه شفافیت تجربی در مورد جهت و قدرت این روابط، سهم قابل توجهی در حوزه بازاریابی تأثیرگذار دارد و به بازاریابان کمک می‌کند تا تأثیرگذارانی را انتخاب کنند که ویژگی‌های آنها با اهداف برندشان همسو باشد. علاوه بر این، برای به حداکثر رساندن تعامل مشتریان و قصد خرید، بازاریابان باید تأثیرگذارانی را که معتبر و سرگرم‌کننده تلقی می‌شوند، در اولویت قرار دهند. این یافته‌ها بینش‌های عملی ارائه می‌دهند که می‌توانند برای شکل‌دهی به استراتژی‌های بازاریابی تأثیرگذار مورد استفاده قرار گیرند.

چن و همکارانش (بخش 9) با استفاده از نظریه نگرش-رفتار-زمینه، ارتباطات پیچیده بین آگاهی از برند (BA)، ارزش مشتری سبز (GCV)، بازاریابی سبز (GM)، نگرانی زیست‌محیطی (EC) و رفتار مصرف‌کننده آگاه به محیط زیست (ECB) را بررسی می‌کنند.

این مطالعه با بررسی 700 مشتری در کراچی و لاهور، پاکستان، نشان می‌دهد که چگونه GM و GCV، BA و EC را بهبود می‌بخشند و به نوبه خود ECB را از طریق خرید محصولات سازگار با محیط زیست تشویق می‌کنند. همچنین تأثیر تعدیل‌کننده‌ی «احساس تعهد» بر رابطه‌ی بین BA و ECB را آشکار می‌کند، در حالی که بر نقش‌های واسطه‌ای جزئی EC و BA در پیوند GM، GCV و ECB تأکید دارد. این تحقیق در مورد آگاهی زیست‌محیطی مصرف‌کنندگان پاکستانی، دانش جدید و مهمی در مورد پویایی مصرف‌گرایی سبز در کشورهای در حال توسعه ارائه می‌دهد. این تحقیق نشان می‌دهد که تاکتیک‌های بازاریابی سبز چقدر برای افزایش آگاهی و نگرانی مصرف‌کننده در مورد مسائل زیست‌محیطی و ترویج رفتارهای پایدار سازگار با محیط زیست اهمیت دارند. نتایج، اهمیت تشویق مصرف‌کنندگان به اتخاذ یک طرز فکر آگاه به محیط زیست برای حمایت از یک محیط پایدار را برجسته می‌کند. این نتایج همچنین پیامدهای متعددی برای بازاریابانی دارد که می‌خواهند استراتژی‌های بازاریابی سبز موفقی ایجاد کنند.

یانگ و همکاران (بخش 10) مدل تصمیم‌گیری اقدام حفاظتی (PADM) را برای تجزیه و تحلیل داده‌های 517 شرکت‌کننده برای بررسی مکانیسم‌های روانشناختی زیربنایی خرید وحشت‌زده در طول قرنطینه‌های مرتبط با نوع Omicron در چین اتخاذ می‌کنند. این تحقیق نشان می‌دهد که چگونه انواع مختلف مواجهه با رسانه‌ها بر درک افراد از ریسک تأثیر می‌گذارد. در حالی که رسانه‌های اجتماعی ادراک ریسک شناختی و عاطفی را تقویت می‌کنند، ادراک ریسک عاطفی را نیز کاهش می‌دهند و به نوبه خود خرید وحشت‌زده را تشویق می‌کنند. طبق این مطالعه، خرید وحشت‌زده مستقیماً توسط ادراک ریسک عاطفی و شناختی پیش‌بینی می‌شود، که نشان می‌دهد واکنش‌های عاطفی به ریسک تأثیر بیشتری بر خرید وحشت‌زده نسبت به ارزیابی منطقی دارد. علاوه بر این، نقش ادراکات حفاظتی و ذینفعان را بررسی می‌کند و نتیجه می‌گیرد.

اینکه اگرچه ادراک محافظتی، خرید وحشت‌زده را ترویج می‌دهد، اما ادراک ذینفعان آن را کاهش می‌دهد. این تحلیل کامل، نیاز به استراتژی‌های ارتباطی پیچیده را برای مدیریت مؤثر واکنش‌های عمومی برجسته می‌کند، زیرا ماهیت پیچیده رفتار مصرف‌کننده را در مواقع بحران روشن می‌کند.

ژانگ و پنگ (مشارکت 11) تأثیر اقدامات نوع‌دوستانه قبلی را بر تصمیمات خیریه بعدی بررسی می‌کنند. این نشان می‌دهد که افراد اغلب پس از اقدامات مشابه قبلی، تمایل کمتری به شرکت در فعالیت‌های خیریه نشان می‌دهند و بر پدیده‌ای روانشناختی به نام اثر صدور مجوز تأکید می‌کنند. انواع کمک‌های مالی انجام شده، چه نقدی و چه غیرنقدی، هیچ تأثیری بر این نتیجه ندارند. نکته قابل توجه این است که این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که خاطرات افراد از اقدامات خیریه گذشته خود، چه ملموس و چه انتزاعی، و همچنین اینکه آیا این اقدامات را به تلاش‌های فردی یا گروهی نسبت می‌دهند، میزان این اثر را تعدیل می‌کند. به طور خاص‌تر، فکر کردن به جزئیات تلاش‌های خیریه قبلی یا تأکید بر کمک‌های مالی فردی، بیشتر از فکر کردن به اهداف کلی چنین تلاش‌هایی یا دیدن آنها به عنوان تلاش‌های گروهی، اشتیاق برای مشارکت در امور خیریه آینده را سرکوب می‌کند. این مشاهدات درک ما را از تأثیر صدور مجوز در رابطه با رفتارهای بشردوستانه گسترش می‌دهد. علاوه بر این، آنها توصیه‌های قابل توجهی برای توسعه و پیشرفت ابتکارات خیریه پایدار ارائه می‌دهند، که نشان می‌دهد تأکید بر مشارکت‌های گروهی و اهداف کلی آنها می‌تواند به طور بالقوه مشارکت مداوم عموم مردم را در این تلاش‌ها تشویق کند.

فن و همکاران (مشارکت 12) یک سیستم شاخص ارزیابی بین‌المللی مختص برند تجارت الکترونیک فرامرزی را برای پشتیبانی از رشد بلندمدت و مزیت رقابتی یک شرکت در بازار جهانی توسعه می‌دهند. این مطالعه با دقت نظرات آنلاین را بررسی می‌کند تا برداشت‌های مشتری از دسته‌بندی‌های مدل کانو را با استفاده از یک روش نوآورانه که آموزش تخصیص نهفته دیریکله (LDA) و حافظه کوتاه‌مدت بلندمدت (LSTM) را ترکیب می‌کند، ترسیم کند.

استفاده از این روش نوآورانه، درک روان از تمایلات مصرف‌کننده را امکان‌پذیر می‌کند و نشان می‌دهد که مدیران برند باید معیارهای خدمات مرتبط با عوامل پیش‌بینی‌شده را در اولویت قرار دهند و همزمان معیارهای لازم را برآورده کنند و برای جذب مشتریان با عوامل جذابیت تلاش کنند. برای پیشبرد مؤثر بین‌المللی‌سازی برند، در نظر گرفتن عوامل بی‌تفاوتی که می‌توان به آنها با ظرافت اشاره کرد، بسیار مهم است. این مطالعه نه تنها با استفاده از بازخورد آنلاین مصرف‌کننده در یک چارچوب تحلیلی سازمان‌یافته، رویکردی نوین برای جایگاه‌یابی بین‌المللی برند تجارت الکترونیک فرامرزی ارائه می‌دهد، بلکه استانداردی را برای استفاده از تکنیک‌های پیچیده تحلیل داده‌ها برای کشف بینش‌های مصرف‌کننده که برای توسعه برند حیاتی است، ایجاد می‌کند.

پینتو و همکاران (مشارکت ۱۳) بررسی می‌کنند که چگونه ترجیحات مصرف‌کنندگان پرتغالی برای محصولات غذایی با برچسب خصوصی تحت تأثیر استراتژی‌های مدیریتی و همه‌گیری کووید-۱۹ قرار گرفته است. این مطالعه با نمونه‌ای از ۳۰۰ مشتری، از یک رویکرد کمی با رگرسیون خطی چندگانه برای آشکار کردن وفاداری قابل توجه به برچسب‌های خصوصی، تحت تأثیر عواملی مانند رضایت مشتری، ارزش درک شده از برچسب‌های خصوصی، تجربه خرید و تغییرات در رفتار خرید ناشی از همه‌گیری، استفاده می‌کند. نتایج، اهمیت برداشت‌های مطلوب مصرف‌کننده از برچسب‌های خصوصی، سطح ریسک درک‌شده از این محصولات و تأثیر انقلابی همه‌گیری کووید-۱۹ بر نگرش مصرف‌کنندگان نسبت به برچسب‌های خصوصی را برجسته می‌کند. رضایت فروشگاه و وفاداری به برچسب خصوصی به عنوان عوامل کلیدی مؤثر بر حفظ مشتری و مزیت رقابتی ظاهر می‌شوند. این مطالعه بر اهمیت اصلاح تاکتیک‌های بازاریابی برای افزایش تمایل به خرید برچسب خصوصی برای حفظ سودآوری و جلب نظر مشتریان در بازار خرده‌فروشی نفس‌گیر تأکید می‌کند. این مطالعه با برجسته کردن نیاز خرده‌فروشان به انعطاف‌پذیری و پاسخگویی به تغییر ترجیحات مصرف‌کننده و پویایی بازار، و همچنین ارائه توصیه‌های عملی به خرده‌فروشان مواد غذایی در مورد چگونگی اجرای بهتر استراتژی‌های برچسب خصوصی، به بحث گسترده‌تر در مورد رفتار مصرف‌کننده در مواجهه با بحران‌های جهانی می‌افزاید. در نهایت، با توجه به تمایل روزافزون مصرف‌کننده به مواد طبیعی و شیوه‌های پایدار، ریبیرو و همکاران (مشارکت ۱۴) علاقه روزافزون به محصولات مراقبت از پوست مبتنی بر کانابیس را در صنعت لوازم آرایشی بررسی می‌کنند. این مطالعه از مدل‌سازی معادلات ساختاری برای آزمایش مجموعه‌ای از نه فرضیه در رابطه با تأثیر ارزش‌های فردی استفاده می‌کند.

آگاهی زیست‌محیطی و نگرش نسبت به محصولات مبتنی بر کانابیس و کاربرد صنعتی آنها بر قصد خرید مصرف‌کنندگان. تجزیه و تحلیل این مطالعه از 230 شرکت‌کننده از پرتغال کامل است. نتایج آن، تأثیر مستقیم آگاهی زیست‌محیطی بر رفتارهای خرید و همچنین نقش غیرمستقیم اما حیاتی ارزش‌های شخصی مرتبط با حفاظت و گشودگی به تغییر را در تأثیرگذاری بر پذیرش لوازم آرایشی مشتق از کانابیس توسط مصرف‌کنندگان برجسته می‌کند. این مطالعه بر اهمیت استفاده از تاکتیک‌های ارتباطی متمرکز که ارزش‌های مصرف‌کننده و عوامل محیطی را در نظر می‌گیرند و در عین حال اطلاعات مفیدی را در اختیار بازاریابان قرار می‌دهند، تأکید می‌کند. این مطالعه علاوه بر افزودن به بدنه ادبیات، به متخصصان کمک می‌کند تا با شناسایی داده‌های جمعیت‌شناختی مشتریان بالقوه و تأکید بر تأثیر درآمد، جنسیت و سن، در چشم‌انداز در حال تغییر ایجاد شده توسط تغییر صنعت لوازم آرایشی به سمت پایداری و استفاده از مواد طبیعی، حرکت کنند. با ارائه این مرور غنی از دریچه رفتار مصرف‌کننده، این شماره ویژه نشان می‌دهد که نقش پایداری در رفتار مصرف‌کننده چندوجهی است و به طور قابل توجهی تحت تأثیر پلتفرم‌های دیجیتال و شیوه‌های تجاری قرار دارد.