مقاله انگلیسی رفتار مصرف کننده
https://e-tarjome.com/storage/panel/fileuploads/2024-09-18/1726644993_e-tarjome-e17832.pdf
رفتار مصرفکننده و توسعه بازاریابی پایدار در محیطهای آنلاین و آفلاین
پویاییهای در حال تغییر رفتار مصرفکننده در بازار دیجیتال امروزی، فرصتها و چالشهایی را برای توسعه بازاریابی پایدار ارائه میدهد. آگاهی فزایندهای وجود دارد که انتخابهای مصرفکننده تأثیر قابل توجهی بر سلامت سیاره دارد، زیرا جامعه با مسائل زیستمحیطی فوری مانند جنگلزدایی، تغییرات اقلیمی و آلودگی پلاستیک دست و پنجه نرم میکند . به طور خاص، نحوه خرید، استفاده یا کنار گذاشتن ایدهها، محصولات، خدمات یا تجربیات توسط افراد، گروهها یا سازمانها برای برآوردن نیازها و خواستههایشان، رفتار مصرفکننده نامیده میشود .مصرفکنندگان قبل از تصمیمگیری در مورد اینکه چه چیزی بخرند، تعدادی از فرآیندهای عاطفی، اجتماعی و روانی را طی میکنند . ایجاد، برقراری ارتباط و ارائه ارزش به مشتریان به روشی که تأثیرات بلندمدت این شیوهها بر اقتصاد، محیط زیست و رفاه اجتماعی را تصدیق و به آنها میپردازد، همگی بخشی از چیزی هستند که به عنوان شیوههای بازاریابی پایدار شناخته میشوند . پارک و همکاران اظهار داشتند که بازاریابی پایدار عناصر بازاریابی سبز، اجتماعی و زیستمحیطی را با هم ادغام میکند. علاوه بر این، این یک استراتژی است که با ایجاد کالاها و خدماتی که هم از نظر اجتماعی مسئولیتپذیر و هم سازگار با محیط زیست هستند، به نفع محیط زیست و مشاغل است، زیرا دارای ویژگیهای سازگار با محیط زیست هستند . این ویژگیها به تقویت وفاداری به برند و تضمین شیوههای بهینه کمک میکنند.
این سرمقاله به بررسی ارتباط حیاتی بین رفتار مصرفکننده و شیوههای بازاریابی پایدار میپردازد و اهمیت داشتن درک قوی از نحوه ظهور این شیوهها در زمینههای آنلاین و آفلاین را برجسته میکند. همهگیری کووید-19 افزایش خرید آنلاین را تسریع کرد که انتظارات و رفتارهای مصرفکننده را تغییر داده است این تحول خرید در عرصه دیجیتال فرصتی بینظیر برای شرکتها فراهم میکند تا استراتژیهای بازاریابی پایدار مانند استفاده از بستهبندیهای سازگار با محیط زیست و روشهای حمل و نقل بدون کربن و تبلیغ کالاهای دیجیتال را توسعه دهند . با این وجود، موانع جدیدی از جمله افزایش ضایعات بستهبندی و تأثیر زیستمحیطی مرتبط با حمل و نقل کالاها را نیز معرفی میکند. در این راستا، ایجاد استراتژیهای بازاریابی پایدار مؤثر که تأثیر زیستمحیطی یک شرکت را کاهش میدهد، مستلزم درک ترجیحات و رفتارهای مصرفکننده در حوزه دیجیتال است از سوی دیگر، محیط خردهفروشی آفلاین هنوز برای تشویق رفتارهای مصرفکننده سازگار با محیط زیست بسیار مهم است. فروشگاههای آفلاین تجربیات بلادرنگ را در اختیار مشتریان قرار میدهند که میتواند بر تصمیمات آنها تأثیر بگذارد، مانند فرصت تعامل با محصولات سازگار با محیط زیست یا شرکت در طرحهای بازیافت . علاوه بر این، خردهفروشان میتوانند از این تعاملات برای انتقال دانش به مصرفکنندگان در مورد پایداری استفاده کنند و از این طریق الگوهای مصرف مسئولانه را تشویق کنند . علاوه بر این، رفتار مستقیم مصرفکننده در یک محیط آفلاین، اطلاعات ارزشمندی را ارائه میدهد که میتواند استراتژیهای بازاریابی پایدار را در هر دو زمینه آفلاین و آنلاین هدایت کند .
جو تأکید کرد که یک رویکرد جامع که ظرافتهای رفتار مصرفکننده را در هر دو حوزه دیجیتال و فیزیکی در نظر بگیرد، برای توسعه شیوههای بازاریابی پایدار ضروری است. این امر نه تنها مستلزم ترویج کالاها و خدمات پایدار است، بلکه توسعه اکوسیستمی را نیز در بر میگیرد که از تصمیمگیریهای پایدار پشتیبانی کرده و آنها را آسانتر میکند. این امر مستلزم استفاده از پلتفرمهای رسانههای اجتماعی برای گسترش آگاهی از مسائل پایداری، متناسبسازی پیامهای بازاریابی برای مصرفکنندگان آگاه به محیط زیست و استفاده از تجزیه و تحلیل دادهها برای درک ترجیحات مصرفکننده است. علاوه بر این، شرکتها باید اهمیت اصالت و گشودگی برای جلب اعتماد مشتریان را درک کنند. آگاهی مشتریان در حال افزایش است و آنها به استراتژیهای سبزشویی کمتر اعتماد میکنند . آنها خواستار تعهد واقعی به پایداری هستند که با اعمال ملموس و نتایج قابل سنجش نشان داده شود . در نتیجه، کسبوکارها باید مطمئن شوند که پیامهای بازاریابی آنها تعهد آنها به پایداری زیستمحیطی را برجسته میکند و با رویههای عملیاتی آنها سازگار است. با توجه به رابطه پیچیده بین رفتار مصرفکننده و شیوههای بازاریابی پایدار، یک بررسی کامل برای ارزیابی تجربی این رابطه ضروری است. این امر اهمیت درک دقیق از چگونگی ظهور این شیوهها در زمینههای آنلاین و آفلاین را برجسته میکند. این شماره ویژه با بررسی دیدگاهها و رویکردهای مختلف، همگرایی بین رفتار مصرفکننده و توسعه بازاریابی پایدار را در زمینههای آنلاین و آفلاین برجسته میکند. اولین مطالعه در این شماره ویژه، که توسط ویلکایت ویتون (بخش ۱) انجام شده است، از نظریه نگرش-رفتار-زمینه برای بررسی تأثیر بالقوه ویژگیهای اینفلوئنسرهای رسانههای اجتماعی، مانند همسویی، اعتبار، تخصص، هموفیلی و قابل اعتماد بودن در مورد ارزشهای سازگار با محیط زیست، بر تأثیرگذاری بر رفتار مصرفکنندگان آگاه به محیط زیست به نفع مصرف پایدار استفاده میکند. این مطالعه با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری برای تجزیه و تحلیل کامل دادههای ۴۲۷ مصرفکننده، نقشهای حیاتی اعتبار و اهمیت درک شده اینفلوئنسرها را در کمک به مصرفکنندگان برای تصمیمگیریهای سازگار با محیط زیست روشن میکند. این مطالعه پتانسیل دگرگونکننده اینفلوئنسرها را در تلاش گستردهتر برای پایداری زیستمحیطی و توسعه بازار پایدار در حوزههای آفلاین و آنلاین برجسته میکند. همچنین با پیوند دادن بازاریابی تأثیرگذار به اقدامات ملموس انجام شده برای تشویق پایداری، گفتمان مربوط به بازاریابی سبز و تعامل مصرفکننده را غنیتر میکند. علاوه بر این، این مطالعه سودمندی استفاده از پلتفرمهای دیجیتال را در تقویت چشمانداز مصرف پایدارتر نشان میدهد. در این شماره ویژه، تیکسیرا و همکاران (مقاله 2) اهمیت نظریه رفتار برنامهریزیشده (TPB) را برای درک چگونگی تعامل مصرفکنندگان با لوازم آرایشی سبز بررسی کردند. این مطالعه به بررسی زمینه دیجیتال میپردازد تا مشخص کند که چگونه محتوای برند، بازاریابی تأثیرگذار و تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی (e-WOM) به طور قابل توجهی بر قصد مصرفکنندگان برای خرید لوازم آرایشی سازگار با محیط زیست تأثیر میگذارند. این مطالعه با پرسش از 151 شرکتکننده از طریق یک نظرسنجی آنلاین با طراحی دقیق، نقشهای حیاتی محتوای برند و تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی را در تأثیرگذاری بر ترجیحات مصرفکننده برجسته میکند. همچنین نقش نسبتاً کوچکی را که بازاریابی تأثیرگذار در این زمینه ایفا میکند، برجسته میکند. این تحقیق مهم به گفتگو در مورد مصرف پایدار در صنعت لوازم آرایشی کمک میکند و اطلاعات مفیدی را برای برندهایی که سعی در مدیریت پیچیدگیهای استراتژیهای بازاریابی آنلاین دارند، فراهم میکند. این مطالعه همچنین روابط پیچیده بین نگرشهای مصرفکننده، تأثیر اقناعی استراتژیهای آنلاین و تغییر الگوهای پایداری را برجسته میکند.
فو و همکاران (مشارکت 3) مطالعهای را انجام دادند که روابط پیچیده بین پیامهای بازاریابی مرتبط با هدف (CRM) که به صورت بصری ارائه میشوند و تعامل مشتری را که توسط اثر تعدیلکننده خودپنداره پشتیبانی میشوند، تجزیه و تحلیل میکرد. این مطالعه، از طریق مجموعهای از آزمایشهای با دقت برنامهریزی شده، نشان میدهد که در تضاد شدید با پیامهای متمرکز بر محصول، پیامهای CRM متمرکز بر هدف به طور قابل توجهی نگرشهای مصرفکننده به برند را بهبود میبخشند و قصد خرید آنها را افزایش میدهند. این امر عمدتاً به این دلیل است که آنها درک انگیزههای خودخواهانه را در بین مصرفکنندگان کاهش میدهند. جالب توجه است که لنز خودپنداره، ظرافت بیشتری به این رابطه میافزاید و نشان میدهد افرادی که خودپنداره مستقل دارند، از این نظر که هر دو به یک موضوع پاسخ میدهند، با افرادی که خودپنداره وابسته دارند، تفاوتی ندارند.
با ترکیب بینشهایی از نظریه انتساب، این مطالعه نه تنها افقهای نظری CRM را گسترش میدهد، بلکه به بازاریابان توصیههای عملی در مورد چگونگی ایجاد کمپینهای CRM به یاد ماندنیتر و موفقتر ارائه میدهد. این مطالعه با تأکید بر عملکرد حیاتی سبک بصری و رابطه پیچیده آن با خود-تفسیری، به طور قابل توجهی به درک ما از چگونگی استفاده از CRM برای ایجاد روابط قویتر با مشتری و پیشبرد موفقیت در بازاریابی بلندمدت کمک میکند. در مطالعه چهارم، صلاح و همکاران (بخش ۴) بررسی دقیقی از پویاییهای کنترلکننده تبلیغات دهان به دهان الکترونیکی (eWOM) در صنعت هتلداری عربستان سعودی انجام میدهند. این مطالعه نقشهای حیاتی رضایت مشتری (CS)، تجربه عاطفی مثبت (PEE) و کیفیت درک شده (PQ) را در تقویت تبلیغات دهان به دهان مثبت (eWOM) و چگونگی تأثیر eWOM بر قصد بازگشت بازدیدکنندگان بررسی میکند. محققان از طریق یک نظرسنجی آنلاین که از افرادی که اخیراً در هتلهای پنج ستاره ریاض که به محیط زیست اهمیت میدهند، اقامت داشتهاند و با این مراکز در TripAdvisor تعامل داشتهاند، انجام شده است، کشف میکنند که PQ مهمترین پیشبینیکننده برای ایجاد eWOM مثبت است که به نوبه خود احتمال بازدید مجدد را تا حد زیادی افزایش میدهد. این مطالعه همچنین نقش CS را به عنوان واسطه در رابطه بین PQ، PEE و eWOM و همچنین نقشی را که eWOM به عنوان واسطه در روابط بین PQ، PEE، CS و قصد بازدید مجدد ایفا میکند، برجسته میکند. دقت تجربی این مطالعه، نقشی را که تلاقی حیاتی بین شیوههای پایدار، تجربیات مهمان و حمایت دیجیتال در تعیین مسیر آینده صنعت مهماننوازی ایفا میکند، برجسته میکند. همچنین بینشهای مفیدی در مورد گفتمان دانشگاهی در مورد eWOM در چارچوب مهماننوازی سازگار با محیط زیست ارائه میدهد و استراتژیهای عملی را برای اپراتورهای هتل و بازاریابانی که به دنبال استفاده از eWOM مثبت برای تقویت قصد بازدید مجدد هستند، ارائه میدهد. در مطالعه پنجم، با توجه به فشار اتحادیه اروپا برای تحرک پایدار، ریورسو و همکارانش (بخش 5) نگرش مصرفکنندگان نسبت به خرید وسایل نقلیه الکتریکی (EV)، به ویژه وسایل نقلیه الکتریکی باتریدار (BEV)، را بررسی کردند. محققان از نظریه رفتار برنامهریزیشده (TPB) برای تجزیه و تحلیل عواملی که بر قصد خرید BEV تأثیر میگذارند، استفاده کردند. این عوامل شامل کنترل رفتاری ادراکشده، هنجارهای ذهنی و نگرشها است. علاوه بر این، مدل گسترش یافت تا عنصر منحصر به فرد عدم قطعیت فردی را نیز در بر بگیرد. این مطالعه با انجام یک نظرسنجی آنلاین از 335 شرکتکننده نشان داد که قصد خرید BEV به طور قابل توجهی تحت تأثیر نگرشهای مصرفکننده، تأثیرات اجتماعی و حس کنترل قرار دارد. شایان ذکر است که این هدف به طور غیرمستقیم توسط عدم قطعیت تضعیف میشود، زیرا بر درک کنترل رفتاری تأثیر میگذارد. این نشان میدهد که نگرانیهای مصرفکنندگان در مورد فناوری EV و محدودیتهای زیرساختی میتواند مانع از پذیرش BEV شود. این تلاش آکادمیک علاوه بر افزودن به دانش موجود در مورد موضوع پذیرش پایدار خودرو با ادغام عدم قطعیت با TPB، به سیاستگذاران و بازاریابان توصیههای عملی در مورد چگونگی رمزگشایی فناوری خودروهای برقی و تشویق به خرید خودروهای برقی و در نتیجه ترویج تحرک پایدار ارائه میدهد.
فاطمه و خان (مشارکت 6) در ششمین مطالعه این شماره ویژه، چشمانداز در حال تغییر مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) را در صنعت بانکداری خردهفروشی هند بررسی میکنند. آنها توجه ویژهای به چگونگی تأثیر ابتکارات CSR بر اعتماد مصرفکننده، قصد خرید و ارتباطات دهان به دهان (WOM) دارند. این مطالعه با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی برای تجزیه و تحلیل 357 پرسشنامه، تأثیر قدرتمند CSR بر ایجاد اعتماد مصرفکننده و به نوبه خود افزایش WOM و قصد خرید را برجسته میکند. این تحقیق نقش حیاتی CSR را در رفتار مصرفکننده برجسته میکند و بینشهای مهمی در مورد چگونگی شکلگیری نظرات و تصمیمات مصرفکنندگان در مورد مشاغل بر اساس اقدامات CSR آنها ارائه میدهد. همچنین بر اهمیت استراتژیک مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) در بازاریابی تأکید میکند و استدلال میکند که بانکها میتوانند از اجرای یک استراتژی مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR) که به خوبی طراحی شده باشد، سود زیادی ببرند، زیرا روابط و وفاداری مشتری را بهبود میبخشد. این مطالعه سهم قابل توجهی در درک ما از تأثیر مسئولیت اجتماعی شرکتی بر رفتار مصرفکننده و پیامدهای عملی آن برای مدیران بانکی که میخواهند استراتژیهای مؤثرتری با محوریت مصرفکننده ایجاد کنند، دارد. همچنین یک مدل یکپارچه برای ارزیابی اثربخشی ابتکارات مسئولیت اجتماعی شرکتی در رابطه با پاسخهای مصرفکننده پیشنهاد میدهد.
هفتمین مطالعه که توسط جو (مشارکت 7) انجام شده است، بررسی کاملی از متغیرهای مؤثر بر وفاداری و قصد توصیه در زمینه پلتفرمهای تجارت آنلاین به آفلاین (O4O) است. این چارچوب تحقیقاتی جدید با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی، دادههای مشتریان O4O را برای بررسی روابط پیشنهادی تجزیه و تحلیل میکند. مزایای نسبی به شدت تحت تأثیر دسترسی به کانال، کیفیت چند کاناله ادراک شده و سفارشیسازی قرار میگیرند. با این حال، جای تعجب است که مزایای نسبی هیچ تأثیر مستقیمی بر قصد توصیه یا وفاداری ندارند. انصاف در قیمتگذاری یک عامل حیاتی در تعیین وفاداری و قصد توصیه است و اعتبار یک شرکت وفاداری را تا حد زیادی افزایش میدهد و اهمیت آن را در ایجاد اعتماد مشتری برجسته میکند. این مطالعه با تمایز قائل شدن بین مدلهای O4O و مدلهای سنتی O2O با ترکیب متغیرهای زمینهای، بینشهای مهمی را برای کسبوکارهای چند کاناله که عمدتاً در فروشگاههای فیزیکی فعالیت میکنند، ارائه میدهد. این مطالعه با برجسته کردن پویاییهای متمایز تجارت O4O و ارائه نقشه راهی برای بهبود تعامل و وفاداری مشتری در محیط تجارت دیجیتال که به سرعت در حال تغییر است، سهم علمی قابل توجهی دارد و پیامدهای عملی مفیدی ارائه میدهد.
آئو و همکاران (مشارکت 8) هشتمین مطالعه را انجام دادند، یک متاآنالیز از 176 اندازه اثر از 62 مطالعه جداگانه با 22554 شرکتکننده، که به طور کامل تأثیرات ویژگیهای اینفلوئنسرهای رسانههای اجتماعی بر تعامل مشتری و قصد خرید را بررسی کرد. هشت ویژگی مهم اینفلوئنسرهای رسانههای اجتماعی از طریق تجزیه و تحلیل یافت شد: همرنگی، دانش، قابلیت اطمینان، اعتبار، تناسب محصول، ارزش سرگرمی، ارزش آموزنده، جذابیت و قابل اعتماد بودن. این ویژگیها همبستگی متوسط تا قوی با تعامل مشتری و قصد خرید نشان میدهند. این مطالعه نشان داد که اعتبار بیشترین تأثیر را بر قصد خرید دارد، اما ارزش سرگرمی اینفلوئنسر قویترین همبستگی را با تعامل مشتری دارد. این مطالعه با ارائه شفافیت تجربی در مورد جهت و قدرت این روابط، سهم قابل توجهی در حوزه بازاریابی تأثیرگذار دارد و به بازاریابان کمک میکند تا تأثیرگذارانی را انتخاب کنند که ویژگیهای آنها با اهداف برندشان همسو باشد. علاوه بر این، برای به حداکثر رساندن تعامل مشتریان و قصد خرید، بازاریابان باید تأثیرگذارانی را که معتبر و سرگرمکننده تلقی میشوند، در اولویت قرار دهند. این یافتهها بینشهای عملی ارائه میدهند که میتوانند برای شکلدهی به استراتژیهای بازاریابی تأثیرگذار مورد استفاده قرار گیرند.
چن و همکارانش (بخش 9) با استفاده از نظریه نگرش-رفتار-زمینه، ارتباطات پیچیده بین آگاهی از برند (BA)، ارزش مشتری سبز (GCV)، بازاریابی سبز (GM)، نگرانی زیستمحیطی (EC) و رفتار مصرفکننده آگاه به محیط زیست (ECB) را بررسی میکنند.
این مطالعه با بررسی 700 مشتری در کراچی و لاهور، پاکستان، نشان میدهد که چگونه GM و GCV، BA و EC را بهبود میبخشند و به نوبه خود ECB را از طریق خرید محصولات سازگار با محیط زیست تشویق میکنند. همچنین تأثیر تعدیلکنندهی «احساس تعهد» بر رابطهی بین BA و ECB را آشکار میکند، در حالی که بر نقشهای واسطهای جزئی EC و BA در پیوند GM، GCV و ECB تأکید دارد. این تحقیق در مورد آگاهی زیستمحیطی مصرفکنندگان پاکستانی، دانش جدید و مهمی در مورد پویایی مصرفگرایی سبز در کشورهای در حال توسعه ارائه میدهد. این تحقیق نشان میدهد که تاکتیکهای بازاریابی سبز چقدر برای افزایش آگاهی و نگرانی مصرفکننده در مورد مسائل زیستمحیطی و ترویج رفتارهای پایدار سازگار با محیط زیست اهمیت دارند. نتایج، اهمیت تشویق مصرفکنندگان به اتخاذ یک طرز فکر آگاه به محیط زیست برای حمایت از یک محیط پایدار را برجسته میکند. این نتایج همچنین پیامدهای متعددی برای بازاریابانی دارد که میخواهند استراتژیهای بازاریابی سبز موفقی ایجاد کنند.
یانگ و همکاران (بخش 10) مدل تصمیمگیری اقدام حفاظتی (PADM) را برای تجزیه و تحلیل دادههای 517 شرکتکننده برای بررسی مکانیسمهای روانشناختی زیربنایی خرید وحشتزده در طول قرنطینههای مرتبط با نوع Omicron در چین اتخاذ میکنند. این تحقیق نشان میدهد که چگونه انواع مختلف مواجهه با رسانهها بر درک افراد از ریسک تأثیر میگذارد. در حالی که رسانههای اجتماعی ادراک ریسک شناختی و عاطفی را تقویت میکنند، ادراک ریسک عاطفی را نیز کاهش میدهند و به نوبه خود خرید وحشتزده را تشویق میکنند. طبق این مطالعه، خرید وحشتزده مستقیماً توسط ادراک ریسک عاطفی و شناختی پیشبینی میشود، که نشان میدهد واکنشهای عاطفی به ریسک تأثیر بیشتری بر خرید وحشتزده نسبت به ارزیابی منطقی دارد. علاوه بر این، نقش ادراکات حفاظتی و ذینفعان را بررسی میکند و نتیجه میگیرد.
اینکه اگرچه ادراک محافظتی، خرید وحشتزده را ترویج میدهد، اما ادراک ذینفعان آن را کاهش میدهد. این تحلیل کامل، نیاز به استراتژیهای ارتباطی پیچیده را برای مدیریت مؤثر واکنشهای عمومی برجسته میکند، زیرا ماهیت پیچیده رفتار مصرفکننده را در مواقع بحران روشن میکند.
ژانگ و پنگ (مشارکت 11) تأثیر اقدامات نوعدوستانه قبلی را بر تصمیمات خیریه بعدی بررسی میکنند. این نشان میدهد که افراد اغلب پس از اقدامات مشابه قبلی، تمایل کمتری به شرکت در فعالیتهای خیریه نشان میدهند و بر پدیدهای روانشناختی به نام اثر صدور مجوز تأکید میکنند. انواع کمکهای مالی انجام شده، چه نقدی و چه غیرنقدی، هیچ تأثیری بر این نتیجه ندارند. نکته قابل توجه این است که این مطالعه همچنین نشان میدهد که خاطرات افراد از اقدامات خیریه گذشته خود، چه ملموس و چه انتزاعی، و همچنین اینکه آیا این اقدامات را به تلاشهای فردی یا گروهی نسبت میدهند، میزان این اثر را تعدیل میکند. به طور خاصتر، فکر کردن به جزئیات تلاشهای خیریه قبلی یا تأکید بر کمکهای مالی فردی، بیشتر از فکر کردن به اهداف کلی چنین تلاشهایی یا دیدن آنها به عنوان تلاشهای گروهی، اشتیاق برای مشارکت در امور خیریه آینده را سرکوب میکند. این مشاهدات درک ما را از تأثیر صدور مجوز در رابطه با رفتارهای بشردوستانه گسترش میدهد. علاوه بر این، آنها توصیههای قابل توجهی برای توسعه و پیشرفت ابتکارات خیریه پایدار ارائه میدهند، که نشان میدهد تأکید بر مشارکتهای گروهی و اهداف کلی آنها میتواند به طور بالقوه مشارکت مداوم عموم مردم را در این تلاشها تشویق کند.
فن و همکاران (مشارکت 12) یک سیستم شاخص ارزیابی بینالمللی مختص برند تجارت الکترونیک فرامرزی را برای پشتیبانی از رشد بلندمدت و مزیت رقابتی یک شرکت در بازار جهانی توسعه میدهند. این مطالعه با دقت نظرات آنلاین را بررسی میکند تا برداشتهای مشتری از دستهبندیهای مدل کانو را با استفاده از یک روش نوآورانه که آموزش تخصیص نهفته دیریکله (LDA) و حافظه کوتاهمدت بلندمدت (LSTM) را ترکیب میکند، ترسیم کند.
استفاده از این روش نوآورانه، درک روان از تمایلات مصرفکننده را امکانپذیر میکند و نشان میدهد که مدیران برند باید معیارهای خدمات مرتبط با عوامل پیشبینیشده را در اولویت قرار دهند و همزمان معیارهای لازم را برآورده کنند و برای جذب مشتریان با عوامل جذابیت تلاش کنند. برای پیشبرد مؤثر بینالمللیسازی برند، در نظر گرفتن عوامل بیتفاوتی که میتوان به آنها با ظرافت اشاره کرد، بسیار مهم است. این مطالعه نه تنها با استفاده از بازخورد آنلاین مصرفکننده در یک چارچوب تحلیلی سازمانیافته، رویکردی نوین برای جایگاهیابی بینالمللی برند تجارت الکترونیک فرامرزی ارائه میدهد، بلکه استانداردی را برای استفاده از تکنیکهای پیچیده تحلیل دادهها برای کشف بینشهای مصرفکننده که برای توسعه برند حیاتی است، ایجاد میکند.
پینتو و همکاران (مشارکت ۱۳) بررسی میکنند که چگونه ترجیحات مصرفکنندگان پرتغالی برای محصولات غذایی با برچسب خصوصی تحت تأثیر استراتژیهای مدیریتی و همهگیری کووید-۱۹ قرار گرفته است. این مطالعه با نمونهای از ۳۰۰ مشتری، از یک رویکرد کمی با رگرسیون خطی چندگانه برای آشکار کردن وفاداری قابل توجه به برچسبهای خصوصی، تحت تأثیر عواملی مانند رضایت مشتری، ارزش درک شده از برچسبهای خصوصی، تجربه خرید و تغییرات در رفتار خرید ناشی از همهگیری، استفاده میکند. نتایج، اهمیت برداشتهای مطلوب مصرفکننده از برچسبهای خصوصی، سطح ریسک درکشده از این محصولات و تأثیر انقلابی همهگیری کووید-۱۹ بر نگرش مصرفکنندگان نسبت به برچسبهای خصوصی را برجسته میکند. رضایت فروشگاه و وفاداری به برچسب خصوصی به عنوان عوامل کلیدی مؤثر بر حفظ مشتری و مزیت رقابتی ظاهر میشوند. این مطالعه بر اهمیت اصلاح تاکتیکهای بازاریابی برای افزایش تمایل به خرید برچسب خصوصی برای حفظ سودآوری و جلب نظر مشتریان در بازار خردهفروشی نفسگیر تأکید میکند. این مطالعه با برجسته کردن نیاز خردهفروشان به انعطافپذیری و پاسخگویی به تغییر ترجیحات مصرفکننده و پویایی بازار، و همچنین ارائه توصیههای عملی به خردهفروشان مواد غذایی در مورد چگونگی اجرای بهتر استراتژیهای برچسب خصوصی، به بحث گستردهتر در مورد رفتار مصرفکننده در مواجهه با بحرانهای جهانی میافزاید. در نهایت، با توجه به تمایل روزافزون مصرفکننده به مواد طبیعی و شیوههای پایدار، ریبیرو و همکاران (مشارکت ۱۴) علاقه روزافزون به محصولات مراقبت از پوست مبتنی بر کانابیس را در صنعت لوازم آرایشی بررسی میکنند. این مطالعه از مدلسازی معادلات ساختاری برای آزمایش مجموعهای از نه فرضیه در رابطه با تأثیر ارزشهای فردی استفاده میکند.
آگاهی زیستمحیطی و نگرش نسبت به محصولات مبتنی بر کانابیس و کاربرد صنعتی آنها بر قصد خرید مصرفکنندگان. تجزیه و تحلیل این مطالعه از 230 شرکتکننده از پرتغال کامل است. نتایج آن، تأثیر مستقیم آگاهی زیستمحیطی بر رفتارهای خرید و همچنین نقش غیرمستقیم اما حیاتی ارزشهای شخصی مرتبط با حفاظت و گشودگی به تغییر را در تأثیرگذاری بر پذیرش لوازم آرایشی مشتق از کانابیس توسط مصرفکنندگان برجسته میکند. این مطالعه بر اهمیت استفاده از تاکتیکهای ارتباطی متمرکز که ارزشهای مصرفکننده و عوامل محیطی را در نظر میگیرند و در عین حال اطلاعات مفیدی را در اختیار بازاریابان قرار میدهند، تأکید میکند. این مطالعه علاوه بر افزودن به بدنه ادبیات، به متخصصان کمک میکند تا با شناسایی دادههای جمعیتشناختی مشتریان بالقوه و تأکید بر تأثیر درآمد، جنسیت و سن، در چشمانداز در حال تغییر ایجاد شده توسط تغییر صنعت لوازم آرایشی به سمت پایداری و استفاده از مواد طبیعی، حرکت کنند. با ارائه این مرور غنی از دریچه رفتار مصرفکننده، این شماره ویژه نشان میدهد که نقش پایداری در رفتار مصرفکننده چندوجهی است و به طور قابل توجهی تحت تأثیر پلتفرمهای دیجیتال و شیوههای تجاری قرار دارد.
مطالعه تطبیقی نیازهای هرم مازلو و رفتار مصرف کننده
بنام خدواند پاک
مقدمه :
شرایط زندگی افراد تعیین کننده نوع مصرف آنها می باشد.درک نیازهای مصرف کننده یکی از ارکان مهم بازاریابی و طراحی و خلق محصول می باشد. رفتار خرید در افراد تنها بستگی به قیمت یا سلیقه شخصی نیست بلکه ریشه در یک سسله نیازهای روانی ، اجتماعی و فردی که در زندگی روزمره تجربه می کنند . براین اساس مازلو با دسته بندی نیازهای انسان از سطح پایین تا بالاترین سطح نیاز را بیان کرد تا بتوان نیازهای مصرف کنندگان را بهتر تحلیل کرد.
وقتی نیازهای مازلو و رفتار مصرف کننده را در کنار هم قرار بدهیم می توانیم به اهمیت این موضوع پی ببریم.
در پایین به تشریح این موضوع پرداخته می شود
نظریه سلسه مراتب نیازها در نگاه مازلو
نظریه مازلو نخستین بار در( A Theory of Human Motivation ) در سال 1943 مطرح شد و سپس در کتاب ( Motivation and personality ) توسعه یافت.براساس این نظریه می توان به صورت سلسه مراتبی ( هرم ) در نظر گرفت . که نیازهای ابتدایی مانند زیستی ( فیزیولوژیک ) و نیازهای امنیتی در سطح پایین قرار دارند و سپس نیازهای عشق و تعلق و احترام و در نهایت خودتحققی ( خودشکوفایی) قراردارند. مازلو بر این عقیده است تا انسانی نیازهای فیزیولوژیک ( مانند آب ، غذا ، و خواب ) و امنیتی ( امنیت فرد ، بقا ، سلامتی ) ارضا نشده باشد به نیازهای سطح بالاتر فکر نمی کند یا انگیزه آن را ندارد. هرچند خود مازلو اذعان داشت که این ترتیب ممکن است همیشه درست نباشد و مواردی از رفتن به سطح بالاتر بذون کامل شدن سطح های پایین وجود دارد.
این نظریه در بازاریابی مورد استفاده قرار گرفته تا انگیزه های مصرف کننده را تحلیل کند اینکه مصرف کننده در چه سطحی از نیاز قراردارد، کدام کالا یا خدمت می تواند آن نیاز را برآورده کند و چگونه پیام بازاریابی باید طراحی شود.
رفتار مصرف کننده و ارتباط با نظریه نیاز های مازلو
رفتار مصرف کننده ( Consumer Behaviour ) به فرآیندهای شناختی ، احساسی و رفتاری افراد منتهی می شود که منجر به انتخاب ، خرید استفاده و دفع کالاها با خدمات می گردد.این فرآیند تحت تاثیر عوامل بسیار گوناگون است: از انگیزه ها، نیازها ، باورها ، نگرش ها تا فشار اجتماعی ، فرهنگ ، گروه همسالان ، اقتصاد ، تکنولوژی و ....
انگیزه یا انگیزش یکی از کلیدهای فهم رفتار مصرف کننده می باشد . در مورد چگونگی تصمیم گیری به خرید و همچنین جایگزین کردن یک محصول به جای محصول دیگر.
سلسله نیازهای مازلو بازاریان را قادر می سازد که انگیزش ها را طبقه بندی و پیام محصول مناسب با سطح نیاز مصرف کننده را شناسایی کنند.
* نیاز زیستی یا فیزیولوژیکی ( Physiological Needs )
نیاز های پایه در نظر مازلو شامل آب و غذا ، خواب ، تنفس ، پوشاک و مسکن است. در رفتار مصرف کننده ، این سطح از نیازها مستقیما با کالاها و خدمات ضروری زندگی مرتبط است . ( خواربار ، مسکن ، لباس اولیه ، ابزار ساده برای زندگی روزمره ) . بازاریابان این حوزه می بایست بر قیمت ، دسترس پذیری ، کارکرد اساسی و قابلیت اعتماد تاکید داشته باشند.
در شرایط اقتصادی دشوار یا زمان های بحران ( مثل جنگ ) مصرف کنندگان بیشتر بدنبال نیازهای زیستی خود می باشند و توجهی به نیازهای بالاتر ندارند.
* نیاز امنیت ( Safety Needs )
پس از تامین نیاز پایه مازلو سطح بعدی زا نیاز به امنیت ، ثبات ، سلامت ، دارایی ، وضعیت شغلی و محیط امن می داند. در حیطه رفتار مصرف کننده ، این سطح به محصولاتی مانند بیمه ، دستگاههای امنیتی ، خودروهایی با ایمنی بالا ، در دسترس بودن خدمات پس از فروش ، گارانتی طولانی مدت ، برندهایی که اعتماد ایجاد می کنند ، مرتبط است .
از نظر بازاریابی برندهای مختلف گاهی جهت اطمینان خاطر مشتریان خود از گارانتی های چندساله برای محصول خود استفاده می کنند.هدفشان از این کار به این دلیل است قصدشان از این کار القا امنیت مصرف کننده جهت خرید می باشد باید خاطر نشان کرد که در دوران ناپایداری اقتصادی یا بحرانهای اجتماعی ، سطح ایمنی برجسته تر می شود و مصرف کننده کمتر به سطح های بالاتر توجه دارد. مازلو نیز در نظریه خود اشاره نموده که بازاریابان باید یاد بگیرند که چگونه نیازهای امنیتی را شناسایی کرده و پیام مناسب را ارائه دهند.
* نیاز های اجتماعی ( عشق و تعلق )
سطح سوم از سلسله مراتب مازلو متوجه نیازهای اجتماعی است. دوستی ، عشق ، گروه ، پذیرش اجتماعی ، احساس تعلق به خانواده یا گروه های اجتماعی در رفتار مصرف کننده .این سطح با برندهایی که احساس ارتباط ، عضویت ، جامعه پذیری و اشتراک ، تجربه ایجاد می کنند مرتبط است.
* نیاز احترام ( Esteem)
سطح چهارم ، نیاز به احترام ( از سوی خود یا دیگران ) ، مقام اجتماعی ، قدرت ، شهرت ، شناخته شدن و اعتماد به نفس مطرح می شود.در رفتار مصرف کننده ، این سطح با کالاهای لوکس ، برندهای مطرح و موقعیت شخص را ارتقا می دهد ، مرتبط است . استفاده از برندهای لوکس خودرو یا لباس یا اکسسوری این پیام را میرساند که مصرف کننده از قدرت ، رفاه و اعتماد فردی بالا برخوردار است.
* نیاز خود شکوفایی ( Self- actualization)
بالاترین سطح دز نظریه مازلو نیاز به تحقق کامل پتانسیل انسان است ، خلاقیت ، رشد شخصی ، دستیابی به آنچه می توان بود، معنویت ، کمک به دیگران ، خود فراتر رفتن.
در حوزه رفتار مصرف کننده ، این سطح با محصولات یا خدماتی مرتبط است که نه صرفا برای کارکرد یا مقام ، بلکه برای " بودن بهنر" انتخاب می شوند: آموزش های رشد فردی ، هنر، سفرهای معنا گرا ، برندهای پایدار . بازاریابی این سطح غالبا پیچیده تر است زیرا انگیزش درونی بیشتری دارد ومحصول یا خدمات ، بخشی از هویت فرد می شود.
آستانه های حسی در بازاریابی
آستانه های حسی در بازاریابی و رفتار مصرف کننده
آستانه های حسی یکی از مفاهیم کلیدی در روان شناسی مصرکننده است که تعیین می کند، افراد چگونه محرک های بازاریابی را دریافت ، تفسیر و به آن ها واکنش نشان می دهند.
مثلا در بررسی بیلبوردها که در تحقیق قبلی انجام شد تاثیری که رنگهای بیلبوردها بر روی افراد می گذارد هم می تواند تکمیل کننده همین تعریف باشد. رنگهای قرمز و آبی تیره ، و همچنین نوع ادبیات تبلیغ تاثیر بیشتری بر مشتری می گذارد.
آستانه ها به سه بخش اصلی :
- آستانه مطلق ( Absoloute Threshold )
- آستانه تفاضلی یا JND ( Just Noticeable Difference )
- سقف ادارکی ( Terminal Threshold )
افراد همچنین از نظر شدت آستانه ها می توانند آستانه حسی بالا یا پایین داشته باشند.
آستانه مطلق :
حداقل شدت یک محرک است که فرد برای اولین بار آن را احساس می کند . در بازاریابی هرچه آستانه مطلق فرد پایین تر باشد محرک های ملایم را سریع حس می کند. مثل بوی بسیار خفیف داخل فروشگاه ، بوی وانیل در یک کافه که به فرد حس خوب می دهد . به تبلیغات لطیف با رنگهای ملایم و تغییرات ریز واکنش نشان می دهد. اما اگر آستانه مطلق بالا نباشد باید محرک قوی تر باشد تا فرد آن را احساس کند. مثلا موسیقی فروشگاه باید بلندتر و یا رنگ بسته بندی بسیار برجسته تر باشد. فرد با آستانه بالا تا زمانی که رایحه قوی تر نشود ، متوجه آن نمی شود و اثر عاطفی هم نمی گیرد.
آستانه تفاضلی ( JND ) : کمترین تغییر قابل تشخیص
این آستانه مشخص می کند کمترین میزان تغییر در یک محرک که فرد بتواند آن را تشخیص دهد چقدر است.
کاربردهای مهم آستانه تفاضلی ( JND ) در بازاریابی :
- وقتی شرکت نمی خواهد تغییر احساس شود : مانند کوچک کردن وزن محصول بدون کاهش قیمت یا افزایش قیمت های کوچک ( مثلا 1%) یا کم کردن کیفیت یک ویژگی بدون اعتراض مصرف کننده.
- وقتی می خواهد تغییر حتما احساس شود : مانند معرفی بسته بندی جدید ، تغییر طعم با بو
در این حالت شدت تغییر باید بیشتر از JND باشد . بطور مثال : اگر مصرف کننده فقط تغییر 10 گرمی را تشخیص می دهد ، کم کردن مقدار از 500 گرم به 495 گرم احتمالا احساس نمی شود.
سقف ادراکی :
نقطه ای که بالاتر از آن افزایش شدت محرک دیگر باعث افزایش حس نمی شود.
مثال : وقتی تلویزیون خیلی روشن شده باشد دیگر با افزایش روشنایی چیز بیشتری دیده نمی شود.
در فروشگاه اگر موسیقی خیلی بلند باشد ، افزایش دوباره صدا تاثیری در توجه ندارد و ممکن است آزار دهنده باشد.
این سقف برای بازاریاب ها مهم است چون نشان می دهد افراط باعث کاهش اثر گذاری می شود.
آستانه حسی بالا و پایین( High vs Low sesory Threshold )
آستانه حسی پایین :
این افراد بسیار حساس هستند. جزئیات محیط را سریع تشخیص می دهند. به نور ، صدا ، بو و رنگ خیلی سریع واکنش نشان می دهند. تغییرات کوچک در قیمت بسته بندی را می فهمند. برای جلب توجه این افراد نیازی به محرک های شدید نیست.
در بازاریابی افراد با آستانه حسی پایین ، تاثیر پذیر از تبلیغات ملایم و احساسی و طراحی های مینیمال می باشند.
موسیقی آرا م در یک فروشگاه ، نورهای ملایم و رایحه های سبک برای این افراد مناسب تر است.
آستانه حسی بالا :
این افراد برای اینکه به چیزی توجه کنند نیاز به محرک های قوی تری دارند. از ویژگی های این افراد این است که تغییرات کوچک را نمی بینند یا متوجه نمی شوند. به صداها و بوهای ضعیف واکنش ندارند . پیام های تبلیغاتی ملایم چندان توجهشان را جلب نمی کند و نیازمند محرک های برجسته و شدید دارند.
برای این افراد در بازاریابی ، بسته بندی با رنگهای به اصطلاح جیغ و درخشان و همچنین شعارهای تبلیغاتی مستقیم و پر طمطراق جوابگو است.
اثر تفاوت های فردی بر رفتار مصرف کننده
سبک زندگی و شخصیت :افراد درون گرا عموما آستانه پایین تری دارند . البته این مطلق نیست بطور مثال خودم فردی برون گرا هستم ولی کوچکترین تغییرات را متوجه می شوم.
اینگونه که از کلیت های یک بررسی نشان داده افراد برون گرا معمولا آستانه بالاتری دارند و محرک های قوی تر می پسندند.
سن: از دیگر عوامل می باشند هر چه سن پایین تر باشد معمولا آستانه حسی پایین تر است پس باید گفت رابطه سن و آستانه های حسی یک رابطه مستقیم است. و افراد با سن بالاتر هم قطعا آستانه حسی بالاتری دارند.
فرهنگ : جامعه هایی با محرک های محیطی بیشتر ( مثل شهرهای بزرگ) ممکن است مردمی با آستانه حسی بالاتری تربیت کنند.
اهمیت آستانه ها برای برندها :
این موضوع از آن جهت برای برندها مهم است چون آستانه های حسی تعیین می کنند چه نوع تبلیغی اثر گذار است و چقدر می توان قیمت را بدون اینکه حس شود ، تغییر داد و یا اینکه بسته بندی باید از نظر نوع جنس و رنگ چگونه باشد که مشتریان را جذب نماید.
حتی موقعیت مکانی فروشگاه هم مهم می باشد.
در خاتمه باید گفت توجه به نکات صدر الاشاره همگی به یک بازاریاب کمک می کند که خواسته های مشتریان را به خوبی تشخیص دهد .
بررسی بیلبوردهای تبلیغاتی
بنام خداوند جان و خرد
موضوع :بررسی بیلبوردهای تبلیغاتی
تا کنون هر گاه از کنار بیلبوردهای تبلیغاتی می گذشتم زیاد توجه چندانی به آنها نداشتم اما با مطرح شدن موضوع تحقیق ، تمام حواسم متمرکز بیلبوردهای تبلیغاتی شد .
اینکه رنگ بیلبوردها می تواند چه تاثیری بر سهم درصد ذهن رهگذران داشته باشد.
یا موقعیت مکانی چقدر می تواند در موفقیت کار این بیلبوردها تاثیر بگذارد.
جالب بود ، موضوع بیلبوردها هم متفاوت بود نوع تبلیغاتی ، هشدار و خبری.
برخی بیلبوردها زمان دار هستند یعنی مدت زمان مشخصی دارند مثل بیلبوردهای خبری بطورمثال زمان و مکان نمایشگاههای مختلف در بازه زمانی مشخص. یا تبلیغ برای افتتاح حساب در موسسات مالی جهت شرکت در جشنواره های قرعه کشی .
حال به بررسی ۱۰ بیلبورد که در یک گشت شبانه موفق به تصویربرداری از آنها شدم می پردازم.
بیلبورد شماره یک تخفیف دیجی کالا
موقعیت مکانی :دروازه (زیتون کارگری )
جزئیات: این بیلبورد که در چند نقطه دیگر از شهر هم مشاهده شد خبر از یک تخفیف عالی دارد رنگ بیلبورد زیباست و علامت درصد که بصورت صاعقه هم انتخاب زیبایی است . همچنین نورپردازی هم مناسب می باشد.
ارسال رایگان و تخفیف تا ۷۰ درصد هم از دیگر موارد مهم می باشد .
بیلبورد شماره ۲ نمایشگاه ساختمان
موقعیت مکانی : نرسیده به چهارشیر و چند نقطه دیگر شهر
این بیلبورد یک بیلبورد خبری است و زمان و مکان نمایشگاه صنعت ساختمان و صنایع وابسته را گزارش می کند . مخاطبان این بیلبورد سازندگان ساختمانی هستند .
یک بیلبورد ساده با رنگ آبی و سفید . و نوشته ی بزرگ قرمز با نوردپردازی کم. در باقی نقاط بیلبوردهای مشابه فاقد نورپردازی بود.
تاریخ برگزاری ، ساعت بازدید ، از دیگر موارد درج شده در این بیلبورد بود.
بیلبورد شماره ۳ سفر به تایلند
موقعیت مکانی فلکه چمران روبروی نمایشگاه بین المللی
از این نوع بیلبورد که خیلی ساده ، بدون نورپردازی و در ابعاد کوچک بود دقیقا در ضلع دیگر میدان یک بیلبورد دیگر بود به جای تایلند ، پوکت نوشته شده بود .
تایلند بدون پیش پرداخت ، بدون هیچ توضیحی و گنگ ، تا متقاضی سفر با آژانس مربوطه تماس بگیرد و مدیر فروش تور تایلند هم بتواند با هنر بازاریابی خود مسافر را وادار به خرید تور نماید.
رنگ آبی و نوشته های سفید بزرگ و یک کادر کوچک قرمز ، تاثیر گذاری چندانی ندارد مگر برای مخاطبان خاص.
بیلبورد شماره ۴ کالای خانگی
موقعیت مکانی:فلکه پنج نخل و یک بیلبورد دیگر در محدوده ی بلوار پاسداران
بیلبورد بزرگ با نورپردازی و ترکیب رنگ و عکس کالاهای ضروری و شعار تبلیغاتی فقط یک درصد کارمزد .
هوشمندی گرافیست در انتخاب رنگ برای درصد سود که به رنگ قرمز است توجه مخاطب را به تبلیغ جلب می نماید.
بیلبورد شماره ۵ تشک ایندکس
موقعیت مکانی فلکه چمران
از نظر من این بیلبورد جذابیت چندانی از نظر رنگ ندارد کل صفحه آبی در صورتیکه تشک ها سفید هستند و می بایست برای تشک از رنگ سفید استفاده میشد تا موضوع تبلیغ بیشتر به چشم می آمد .
نقطه قوت این بیلبورد همان ۵۰درصد تخفیف است که تا ۷ آذر می تواند ادامه داشته باشد و مشتری می تواند از طریق تماس سفارش خود را ثبت نماید .
بیلبورد شماره ۶ پفک چی توز
موقعیت مکانی حدفاصل میدان چهارشیر تا پل سوم
این بیلبورد زیبا و پر از رنگ های زیبا با نورپردازی عالی برای یک برند خیلی معروف و پرطرفدار در بازار ایران است . علیرغم اینکه زیباست
نظر ها را براحتی به خود جذب میکند به خصوص کودکان را .
یک بیلبورد دیگر هم در ابتوای پل عامری بود که چی توز موتوری را معرفی میکرد و آن هم پر از رنگ و شلوغ اما جذاب بود.
بیلبورد شماره ۷ میتوسوبیشی اوتلندر
موقعیت مکانی فلکه پنج نخل
یک بیلبورد خبری، آعاز فروش نوعی خودرو در یک نمایشگاه یا نمایندگی خاص، محدوده زمانی ندارد و محل نصب بیلبورد به لحاظ مکانی نزدیک به محل فروش می باشد.
یک طرح ساده با افزودن عکس خودرو .
بیلبورد شماره ۸ اُکالا
موقعیت مکانی بلوار مدرس غربی قبل از فلکه پنج نخل
بیلبورد قرمز ، به شخصه رنگ های گرم را در تبلیغات مناسب می بینم این بیلبورد هم با یک صفحه قرمز و نورپردازی مناسب مشتری را ترغیب به خرید از اُکالا می کند با شعار هرچی بخوای رایگان می رسونمش!
یکی از موفقیت این تبلیغ می تواند به رایگان بودن ارسال کالاهای خریداری شده باشد.
بیلبورد شماره ۹ خرید قسطی از اسنپ پی
موقعیت مکانی بلوار پاسداران
بیلبورد جمعه ی پر تخفیف اشاره به بلک فرایدی دارد که اکثر بیلبوردهای مربوط به این روز به رنگ آبی هست .
تبلیغ خرید قسطی برای مشتریان با بودجه ی محدود همیشه جذاب است.
خرید از اسنپ پی خرید از اپلیکیشن هست که فرصت قسطی خریدن برای مشتری را فراهم نموده است .
بیلبورد شماره ۱۰ همراه اول
موقعیت مکانی ابتدای خرمکوشک جنب پخش نفت
آخرین بیلبورد که حس خوب و هیجان را توامان دارد . یک Game Plyer در عکس مشاهده میشود که در حال بازی و همزمان لذت می باشد .
این تبلیغ برای استفاده و خرید بسته های اینترنتی همراه اول می باشد .
رنگ و طرح بیلبورد مورد توجه است . تبلیغ اینترنت پرسرعت 5G شرکت همراه اول است.
هوش مصنوعی در بانکداری
بهبود خدمات بانکی: هوش مصنوعی مشتریان بانک را دستهبندی میکنه، درآمد و هزینههاش چقدره؟ چطور تراکنشهایی داره؟ از کدوم خدمات بیشتر استفاده میکنه و… بانک خدماتش را با نیازهای هر دسته تطبیق میده تا بتونه سریعتر و بهتر خدمترسانی کنه.
شخصیسازی مدیریت سرمایه: در نمونههای پیشرفته، هوش مصنوعی با توجه به شرایط اقتصادی مشتری (میزان درآمد، هزینهها، و…)، روشهای مدیریت سرمایه و سرمایهگذاری مناسب را به او پیشنهاد میده.
بانکداری صوتی: در این روش نیاز به نوشتن، کم یا حذف میشه و کاربر میتونه حتی حین حرکت و رانندگی، کارهای بانکیش را انجام بده. این امکان، کمک بزرگی برای کسانیست که مشکل جسمی دارن یا نابینا هستن
دستیارهای هوشمند: بانکها از چتبات و دستیارهای هوشمند برای ارائه خدمات ۲۴ ساعته استفاده میکنن. این ابزارها به سوالات متداول پاسخ میدن، مشکلات رایج را حل میکنن و حتی مشاوره مالی میدن.
پیشبینی تقلب: هوش مصنوعی میتونه بهصورت منظم تراکنشها و رفتار مشتری را رصد کنه، تغییر غیرعادی در واریز و برداشتها ثبت میشه و امکان پیشگیری از تقلب یا برداشت غیرقانونی وجود داره.
استفاده از نشریه پرتو (نشریه داخلی بانک ملت)
دیرگاهی است که در این تنهایی
رنگ خاموشی در طرح لب است.
بانگی از دور مرا میخواند
لیک پاهایم در قیر شب است
رخنهای نیست در این تاریکی:
در و دیوار به هم پیوسته.
سایهای لغزد اگر روی زمین
نقش وهمی است ز بندی رسته.
نفس آدمها
سر بسر افسرده است
روزگاری است در این گوشه پژمرده هوا
هر نشاطی مرده است.
دست جادویی شب
در به روی من و غم میبندد
میکنم هر چه تلاش،
او به من میخندد.
نقشهایی که کشیدم در روز،
شب ز راه آمد و با دود اندود.
طرحهایی که فکندم در شب،
روز پیدا شد و با پنبه زدود.
دیرگاهی است که چون من همه را
رنگ خاموشی در طرح لب است.
جنبشی نیست در این خاموشی
دستها پاها در قیر شب است.
سال ۷۷ بود من ۲۱ ساله و خواهرم ۱۶ ساله شبها که میخواستیم بخوابیم شروع میکرد از روی هشت کتاب سهراب سپهری برام شعر نو خوندن . این شعر یکی از اون شعرهای دوست داشتنی بود .
سلامت روان در محیط کار حالتی از رفاه و آسایش است. در این حالت فرد میتواند با استرسهای روزانه خود کنار بیاید، به نحوی سازنده کار کند، به پتانسیل کامل خود دسترسی پیدا کرده و به جامعه خود کمک کند. اهمیت بهداشت روانی در محیط کار، همراه با سلامت فیزیکی و رفاه اجتماعی، جزء ضروری از سلامت کلی افراد است.
شما میتوانید بدون داشتن بیماری، سلامت روانی ضعیفی داشته باشید. همچنین با داشتن یک بیماری جسمانی، میتوانید سلامت روانی مناسبی داشته باشید. بهداشت روانی در محیط کار و عملکرد انسان دو هدف جدا از هم نیستند، بلکه دو قسمت از یک مسئله هستند. انسان با وجود هر دو آنها شکوفا میشود. در دنیای کسب و کارهای امروزی، سلامت روان کارکنان باید اولویت اصلی شرکتهایی باشد که به دنبال استخدام نیرو با عملکرد بالا هستند. یکی از فاکتورهای مهم در آموزش دوره های مدیریت، اهمیت بهداشت روانی در محیط کار برای مدیران و کارکنان است.
دلایل اهمیت سلامت روان در محیط کار
انسانهای امروزی در حالتی قرار دارند که نمیتوانند نسبت به سلامت روان خود بیاهمیت باشند. امروزه افراد با چالشهای مثبت و منفی زیادی رو به رو هستند. این افراد باید با شکستهایشان کنار بیایند و در محیط کار و خانه شخصیتی فعال داشته باشند. به همین دلیل باید به سلامت روانی خود اهمیت بدهند. مخصوصا مدیران که با چالش های سازمانی روبرو خواهند شد.
عوامل روانی محیط کار سالم به همه افراد کمک میکند تا احساساتشان را بشناسند و از آنها در جای درست استفاده کنند. همچنین قادر هستند با دیگران تعاملات داشته باشند و اصول مهارت ارتباط موثر را یاد بگیرند. کارکنانی از نظر روانی در وضعیت مناسبی قرار دارند که:
انعطافپذیر هستند
استرس خود را کنترل میکنند
مسئولیتهای خود را میپذیرند
در برابر تغییرات مقاومت نمیکنند
در شرکت یا سازمان رشد میکنند
ترکیب تمام این موارد به آنها کمک میکند تا به بالاترین حد پتانسیل خود برسند. به همین دلیل است که توجه به سلامت روان در محیط کار، اهمیت بسیار زیادی دارد.
استفاده از گوگل











